نخوردم نار بر جانم بلا شد 

نکردم کار بر من افترا شد 

نچیدُم میوه باغ کسی را 

که بدنامی مو در کوچه ها شد

............................................................................

بقربون خط  ارخالق تو

خد دونه که نیستم لایق تو

خدا میدونه و  مولای موجود

جگر  میسوزه و دل می کنه دود

ارخالق =لباس نیم تنه ای که قبلا در ایرا ن می پوشیدند